محمد تقي جعفري
87
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
قانع و ديگران را به تبعيت از آنها توصيه مىنمايند : درست فكر كنيد كه چه مىگوئيم ، مىگوئيم : هر معلولى علتى دارد و ما در برابر اين قانون پايدار جز رضا و خرسندى نبايد داشته باشيم ، زيرا از متن هستى بر مىآيد و هستى را تنظيم مىكند و چه زيباست نظم هستى از طرف ديگر بگذاريد بشر در همهء جريانات هستى قدرت خود را به فعليت برساند ، مگر آن وحى منزل را كه به پيشروان داروين و پيروان او شده است ، نشنيدهايد كه بايستى قدرتمندها ناتوانان را از بين ببرند ، تا ناتوانان در فتنهها قربانى شوند و ميدان را براى اقويا به وسيلهء انتخاب طبيعى باز كنند اين خوش بينان كه خود توليدكنندگان بدبينىاند ، اين مقدار فكر نمىكنند كه حقجويى و حقيابى نوع بشر خود يكى از معلولهايى است كه به علتى اصيل كه خدا در نهاد اين نوع قرار داده است ، مستند مىباشد . همچنين در برابر بروز فسادهاى آشوبگران ، حسّ پاسدارى ما از ارزشهاى انسانى ، معلولى است كه از ريشه دارترين علل روانى سر برمىكشد و دست به فعاليت مىزند . و اين كه مىگويند : چه زيباست نظم هستى نمىفهمند كه نابودىهاى بشرى چه با دست عوامل طبيعى صورت بگيرد و چه به وسيلهء نيرومندان ، خارج از قانون عليت نيست ، و چه زشت است نابودى ناحق بشرى نيز اين استدلال كه بايستى قدرتهاى بشرى به فعليت برسند ، مدعائى كاملا صحيح است ، ولى اشكال در تطبيق اين قانون در شئون مجموعى بشرى است و بقول مولوى : دعاى خوبى است كه اين خوش بينان آوردهاند ، ولى سوراخ دعا را گم كردهاند : آن يكى در وقت استنجاء بگفت كه مرا با بوى جنت دار جفت گفت شيخى خوب ورد آورده اى ليك سوراخ دعا گم كرده اى